تاريخ : دوشنبه 22 دی 1393 | 23:06 | نویسنده : سارا مامان یاسین

 

 

 

 





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 10 مهر 1394 | 12:23 | نویسنده : سارا مامان یاسین

 

جشنجشنجشنجشنجشنعید سعید غدیر خم مبارک جشنجشنجشنجشنجشن

امسال دومین عید سید کوچولوم هستش دومین ساله که از یاسینم عیدی می گیریم

امسال هم مثل پارسال مامان و بابای خوبم  یه جشن کوچولو برای یاسین جون گرفتن و با کیک و کادو اومدن خونمون انشاا... بتونم زحماتتون رو جبران کنیم محبت

دایی احسان و زندایی هم برات یه ماشین خوشگل کادو آوردند دستشون درد نکنهمحبت

خاله و دایی هم یه بلوز ناز برات کادو آردند مرسی  دستتون درد نکنه محبت

محبتمحبتمحبتمحبتمحبت

محبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبت

محبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبت

محبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبت

 

 





[موضوع : اعیاد غدیر]
تاريخ : جمعه 10 مهر 1394 | 8:44 | نویسنده : سارا مامان یاسین

خوشگل مامان این روزها واقعا به سرعت می گذرن و تو روز به روز بزرگتر میشی و من هر روز شاکر خداوند هستم برای وجود تو خدایا شکرت

تو این ماه واکسن داشتی روز شنبه 28 شهریور ماه رفتیم و واکسنت رو زدی  کلی گریه کردی عزیزم از لحظه ورود به درمانگاه احساس خوبی نداشتی اصلا از بغلم پایین نمیومدی  بعداز واکسن با خاله رفتیم محل کار خاله که شما یکم راه بری و بازی کنی که بعدا پاهای کوچولوت اذیت نشه

ظهر که اومدیم خونه یکم پات درد می کرد می نشستی و پات رو به همون نشون می دادی و می گفتی درد و بعدش پاهات رو دراز  می کردی

اون روز معنای درد رو فهمیدی تا چند بار بهمون می گفتی پات درد  داره

شب هم یکم تب کردی و خداروشکر فردای روز واکسنت خیلی خوب و سرحال بودی گل پسرم

 تو این ماه کلی دایره لغاتت بیشتر شده و کلی برامون حرف می زنی بعضی ائقات اینقدر تند تند یه چیزایی می گی که ما اصلا متوجه نمیشیم چی می گی

کفش = دفش

کلید= للید

پله =آله   وقتی می خوای سوار آسانسور بشیم می گی آله یعنی از پله بریم

وقتی کسی در می زنه از تو خونه باصدای یلند می گی دایی    آله   یعنی یا دایی اومده یا آله

خوشگلم حافظه یاری نمی کنه بیشتر از شیرین زبونیات بنویسم

یه روز خوب تو پارک

می خوای برعکس بری بالا وروجکعینک

 

بای بای آلهبای بای

 

دالی آلهبغل

 

بعداز واکسنت در حال شیطونی

این کشو رو باید باز کنم عینک

 

پس چرا باز نمیشه ؟؟؟زیبا

 

محبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبت

 

 

 





[موضوع : خاطرات از یک سالگی تا دو سالگی]
تاريخ : شنبه 17 مرداد 1394 | 21:38 | نویسنده : سارا مامان یاسین

 یاسین جونم تو این ماه تولد دو تا وروجک دعوت بودیم که به شما خیلی خوش گذشت

خیلی شیطونی کردی و به قول خودت نانای کردی آرام

تو این روزها کلی برامون حرف می زنی همه رو به اسم صدا می زنیبغل

به بابا جون و بابابزرگت می گی آبامحبت

به مامان جون و مادربزرگت میگی عمه خندونک

به عموت می گی عمو  و به زن عموت می گی گاگا بغل

به داییهات می گی دایی البته خیلی کشیده تلفظ می کنی محبت

به زنداییت گاهی میگی اتی (با فتحه بخونید) و گاهی هم ادایی (با فتحه بخونید)محبت

به خاله مهسا هم می گی آلهمحبت

آب بخوای می گی آب بدهبغل

وقتی برات آب میریزم تو لیوان میگی بسه یعنی کافیه بغل

وقتی می خوای برقصی یا فیلم تولدت رو نگاه کنی می گی نانایعینک

بعداز آب خوردن می گی الله با تلفظ قشنگی می گی یعنی الهی شکرمحبت

به تازگی بدون کمک گاهی دمپاییت رو می پوشیمحبت

به اجاق گاز می گی داغخندونک

به گربه می گی موموزیبا

به گنجشک می گی جوجوزیبا

اگه ماشین دنده عقب بره و تو هم پشت ماشین باشی می گی بیا بیا خیلی قشنگ تلفظ می کنی محبتبغل

عدد 2 رو یاد گرفتی و هرچی بپرسیم که مربوط به اعدا باشه می گی 2 مثالًا یاسین جون ساعت چنده سریع می گی دوووبغل

یه دوست داری که اسمش وانیا هست که شما صداش می کنی آنیامحبت

با مامان و خاله مهسا میای باشگاه و تمام حرکات مارو بلدی و میای خونه انجام می دی وروجک قشنگمخندونک

هاپو میگه :تو میگی هاپ هاپمحبت

می گی آخ و پشت دستت می زنی یعضی اوقات هم گوشه انگشتت رو گاز می گیری یعنی نکن  خیلی این کارت بامزسمحبت

عاشق تاب تاب عباسی هستی  وقتی پارک میریم به زور میای پایین از تابمحبت

دور خودت  میچرخی خندونک

دنده عقب میری خیلی دوست داری در طول روز کلی این کار رو تکرار می کنی البته با احتیاط چشمک

بیشتر اعضای بدنت رو میشناسی وقتی می گم زبونت کو زبونت رو در میاریزبان

خیلی دوست داری خودت غذا بخوری اما بلد نیستی همه رو می ریزی و چیزی به دهنت نمی رسهقه قهه

گل پسرم بیشتر از این حافظه یاری نمی کنه اگه چیز دیگه ای یادم اومد میام و اضافه می کنمخجالت

 

 

 یاسین خوشتیپممحبت

 

 اینم وروجکم تو مراسم تولد در حال خیار خوردن محبت

 

 

 

 

اینم کیک تولد ایلیا و آیلین

 

 

 





[موضوع : خاطرات از یک سالگی تا دو سالگی]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 21 صفحه بعد