در آستانه دو ماهگی یاسینم

سلام عمر مامان جیگر مامان قربونت برم من الهیییییییییییییییییییییییییییی
خداروشکر می کنم که پسر نازی مثل تو دارم خداوند رو همیشه شاکرم نازنین پسرم
خداوندا شکر به خاطر این روزهای قشنگ 
تواین ماه شما خیلی پیشرفت کردی پسرم ماشاا... به وروجکم دیگه با صدا برامون می خندی عزیزم
خیلی یه همه چی دقت می کنی بابا جون(بابای من) برات صوت می زنه شما هم خیلی ناز نیگاش می کنی اگه وایسه و سوت نزنه با حرکات و صدا ازش می خوای برات سوت بزنه خیلی جیگر شدی مامان ماشاا....
بادقت به جغجغه هات نگاه می کنی با صداشون دنبالشون می گردی قربونت برم عسل مامان
خوابت کم شده و بیشتر دوست داری بیدار باشی و بازی کنی نازنینم









قربون خندیدنت عزیزم




اولین باری که جغجغت رو دستت گرفتی عزیزم 


آماده شدیم بریم مهمونی نانازم 


دارم تلویزیون نگاه میکنم 




خستگی در میکنی نانازم


پای کوچولوت اومده بیرون از پتو اینقدر که وروجکی 


بعداز کش و قوس های فراوان تونستی دوتا پاهات رو از زیر پتو دراری عزیزم


یاسینم خوشحاله مامان جونم خیلی دوست داری لخت بشی آخه این طور که نمیشه نانازم




عکسای جامونده
چند روز پیش داشتم عکسای گوشیم رو نگاه می کردم که دیدم ای جانم چند تا از عکسای یاسینم جامونده عزیزمبرات میزام که بمونه یادگاری
عکسا اولین حموم گل پسرم

قربونت برم من چقدر کوچولو بودی 








در آستانه دو ماهگی یاسینم
